جوانی ام در این امید پیر شد

جوانی ام در این امید پیر شد
نیامدی و دیر شد ..
دیدگاه ها (۱)

هنوز هر از گاهی نگرانِ زنگ تلفنی می‌شوم که به تاخیر افتاده.....

یکی بود یکی نبود یکی عاشق بود یکی نبود یکی واسه یکی جون میدا...

دلم دل میخواهداز آن هایی که جان میدهند و جان میگیرند ..از آن...

به او بگویید دوستش دارم!هنوز هم در لعنتی ترین حوالیِ خاطراتش...

نیامدی، دیر شد...

از چهره جوانی از درون پیر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط