نـشانـی ام را مـیخـواستـی ؟

نـشانـی ام را مـیخـواستـی ؟

هــمـان مـحـلــﮧ ی قـدیـمـی پـائـیـز !

مـنتـظرم هـــنـوز ...

اما زرد (!)

اما خشــک (!)

گاهــی بیـاد مـی آورم تــو را

زیـر پـا ڪـﮧ مـی مـــانـم



وقـتـی حـس میکـنم

جایی در ایــن کرِه ی خاکی

تــو نفس میکــشی و مـن

از هــمان نفـس هایت ،،، نفس میکشم !

تـو بــاش !!!

هـوایت ! بـویـت ! برای زِنده ماندنم ڪـافـــی است …



اگر روزی رسیدی که من نبودم تــمام وصیــتم به تـــو ایــن است :

خوب بـمان

از آن خوب هایی که من عاشقش بــودم … !!
دیدگاه ها (۲۲)

مرا در روزی بارانی دفن کنیدتا آتش قلبم خاموش گردد در طابوتی...

عشق های امروزی را چشیده ای دلبندم؟ طعم کشک می دهند سراپا ا...

خواستم برایت هدیه بگیرم گل گفت : که مرا بفرست که مظهر زیبایی...

در وجودم کسی هست ! به وسعت تو .... که هر شب موهایش را شان...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ³² باران بی‌وقفه می‌بارید....

پارت ۲۰ دو روز بعد...جونگ‌کوک دیگر مثل قبل نبود.کمتر حرف می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط