𝓣𝓱𝓮 𝓫𝓵𝓸𝓸𝓭𝔂 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓸𝓯 𝓵𝓸𝓿𝓮

𝓣𝓱𝓮 𝓫𝓵𝓸𝓸𝓭𝔂 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓸𝓯 𝓵𝓸𝓿𝓮

امضای خونین عشق

part³⁰

کاملیا درحالی که میخندید گفت:

_احتمالا یه هدیه از طرف رستورانه. بعد از اون گروه سرودی که راه انداختیم حتما خواستن به عنوان هدیه تولدت اینو بهت بدن. دندون اسب پیشکشی رو که نمیشمارن بیاین این بطری رو هم تموم کنیم.

بی وقفه بطری دوم رو هم باز کردیم و تا اخرین قطره اونو وارد معده هامون کردیم توی مبل راحتی رستوران فرو رفته بودم و با خودم فکر میکردم که اون مرد سیاه پوش عجیب و غریب کی بود؟ چرا تموم شب رو به من زل زده بود و اصلا اسمم رو از کجا میدونست؟
بقیه شب رو درحال گشت و گذار بودیم و از این کلاب به اون کلاب میرفتیم. وقتی بلاخره برگشتیم به هتل خورشید طلوع کرده بود. با سردرد وحشتناکی از خواب بیدار شدم خب باید اعتراف کنم عاشق شامپاین های موئت شندونم اما روز بعدش جوری خمار میشم که حس میکنم هر لحظه ممکنه سرم از درد بترکه. واقعا چرا دیشب اینقدر زیاده روی کردم که حالا به این وضع بیوفتم؟ با اخرین جونی که توی تنم باقی مونده بود از روی تخت بلند شدم و به سمت حمام رفتم، از کیف دستیم سه تا قرص مسکن بیرون کشیدم و خوردم و دوباره زیر پتو رفتم. بعد از چندساعت وقتی دوباره بیدارشدم مارک کنارم نبود، سردردم بهتر شده بود و صدای جشن و شادی که از استخر میومد رو میتونستم از پنجره باز اتاق بشنوم.

"من امدم تعطیلات و باید حموم افتاب بگیرم "

این فکر بهم انرژی و انگیزه داد. در عرض نیم ساعت دوش گرفتم، مایوم رو پوشیدم و اماده افتاب گرفتن بودم.

هارلی و کاملیا جرعه جرعه از شراب خنکشون رو مینوشیدن و روی صندلی های مخصوص کنار استخر دراز کشیده بودن.
هارلی به محض دیدن من لیوانی رو به سمتم گرفت و گفت:
_این برات مثل دارو میمونه، البته ببخشید لیوان پلاستیکیه اما خودت میدونی که توی مهمونی های لب استخری چجوری نوشیدنی سرو میکنن.

شرط

"لایک35"

"کامنت40"

"بازنشر10"

برای گذاشتن پارت بعدی، پست هایی که شرط دارن باید شرط هاشون رسیده بشه.
از همتون میخوام تمام پست ها رو لایک کنید.
دیدگاه ها (۱۸)

𝓣𝓱𝓮 𝓫𝓵𝓸𝓸𝓭𝔂 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓸𝓯 𝓵𝓸𝓿𝓮امضای خونین عشقpart²⁹با لحن آزرد...

𝓣𝓱𝓮 𝓫𝓵𝓸𝓸𝓭𝔂 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓸𝓯 𝓵𝓸𝓿𝓮امضای خونین عشقpart²⁸این رفتارش ...

𝓣𝓱𝓮 𝓫𝓵𝓸𝓸𝓭𝔂 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓸𝓯 𝓵𝓸𝓿𝓮امضای خونین عشقpart²⁷وقتی حرفش ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط