با عجله راه می رفتم،

با عجله راه می رفتم،
که محکم به چیزی خوردم!
"آدم" بود...

منتظر بودم پرخاش کند،
لبخندی زد و رفت!

به گمانم "انسان بود"...
دیدگاه ها (۶)

ما مردمانی هستیم که به راحتی بهم دروغ میگوییمولی بزرگترین مع...

دراین دنیا دو چیز بهترینندزندگی کردن از سر شوقو خندیدن از ته...

کاش همیشه در کودکی میماندیم ؛تا بجای دل هایمان ؛سر زانوهایما...

زندگی زیباستدلخوریهایش زودگذرآنچه باقی می ماندکارنیکی است که...

《☆CALLMY DADY☆》part 7ویو آنیا بیدار شدم رفتم سرویس روتینمو ر...

friend and enemy/part4

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط