*دردسرعشق🍷*
*دردسرعشق🍷*
ادامه پارت۹
ا/ت: من دنبال طلا نیستم
موجود: پس چی میخای؟
ا/ت: بهم دروغ گفتی
موجود: آره دروغ گفتم
ا/ت: سنگ هامم تو برداشتی
موجود: خب...خبر شدم که تو زندانی شدی منم نمیتونستم تو رو آزاد کنم برا همین سنگ ها تو از اونا دزدیدم تا وقتی تو آزاد شدی بهت بدم..من..من میخاستم از سنگ هات محافظت کنم چون میدونستم قدرت زیادی داره
ا/ت: اره جون عمت😒
موجود: به جون خودم
ا/ت شمشیر رو بیشتر زیر گردن اون موجود فشار داد و گفت: خب حالا سنگ هامو بده
موجود: اما...
ادامه پارت۹
ا/ت: من دنبال طلا نیستم
موجود: پس چی میخای؟
ا/ت: بهم دروغ گفتی
موجود: آره دروغ گفتم
ا/ت: سنگ هامم تو برداشتی
موجود: خب...خبر شدم که تو زندانی شدی منم نمیتونستم تو رو آزاد کنم برا همین سنگ ها تو از اونا دزدیدم تا وقتی تو آزاد شدی بهت بدم..من..من میخاستم از سنگ هات محافظت کنم چون میدونستم قدرت زیادی داره
ا/ت: اره جون عمت😒
موجود: به جون خودم
ا/ت شمشیر رو بیشتر زیر گردن اون موجود فشار داد و گفت: خب حالا سنگ هامو بده
موجود: اما...
- ۶.۱k
- ۲۵ بهمن ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط