وقتی تو نیستی کودکیِ من بزرگ می شود و یادم می رود

وقتی تو نیستی کودکیِ من بزرگ می شود و یادم می رود
کودکی هایم را پیدا کرده ام.
من از اقلیم تنهایی ام از اقلیم وقتی تو نیستی ها.
وقتی تو نیستی شب از آوار سکوت فشرده می شود و آنگاه بیدِ
بیداری ام در نوازش نسیم به خوابی می پیوندد که تو سال هاست در آن کلبه ای کوچک داری.
سال هاست نخوابیده ام در خواب های تو خواب هایی بی تعبیر.
وقتی تو نیستی امروز نمی شود فردا ...
فردا دیروزِ مروره خاطراتی شیرین است و زمان تنها در خطوط مشخص خود تکرار بی پایان خود را به تکرار می کشد.
وقتی تو نیستی سیگار می کشم جوانیِ پوچ را بر لبان چروکیدۀ تنهایی...
دیدگاه ها (۹)

آقای دکتر خدا گواهه ما داشتیم زندگیمون میکردیم ، کار به کسی...

زندگی تاوان دارد و عشق بیشترینش است...از چه بگویم که راضی ات...

زندگی ام قطره اشکی بود بر گونه ی تنهایی که لیز خورد و به ع...

نه بر خویش شَکاک نه بر تو مُردد زبان بسته ام گوشِ کَرِ دیوار...

پارت ۹+- (تو اضافه ای، تو نا خواسته ای، برای هیچ کس مهم نیست...

my littel boy

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط