من ، نمیدونم تا کی زنده هستم و عمر میکنم ؛ شاید وقت خیلی

من ، نمیدونم تا کی زنده هستم و عمر میکنم ؛ شاید وقت خیلی زیادی نداشته باشم، اما خب میخوام تا زمانی که هستم حرفامو به گوشت برسونم، زمانی که فرصت برای زندگی کردن هم که داشتم، همش صرف آدما و ثابت کردن خودم بهشون کردم ؛ نمیدونم؛ ولی میدونم که اشتباه بزرگی کردم، الان که وقتی زیادی برای زندگی کردنم ندارم خیلی منتظرم که آدما این اواخر عمرم بیان و خودشون رو ثابت کنند! من؛ دیگر فرصتی برای عمرم و زندگی ام ندارم ..
دیدگاه ها (۰)

ببین دلبر؛ این نبودنای تو، هی رو هم جمع میشه، جمع میشه، جمع ...

من تا جایی که تونستم و میشد باهات خوب بودم انقدر خوب بودم که...

خاطرات دارن مثل موریانه مغزمو میخورن ؛ خاطراتی که اون لحظه ش...

الان دقیقا یه جایی نشستم که هیچکس حسش رو نمیدونه، جایی که به...

بیوگرافی از خودم...

آممم...سلااامی معرفی از خودم بدم:مهسانم12 سالمهاهل سمنانم(هم...

(پارت آخر)دو روز میگذشت،از زمانی که قلبِ پسرک بیچاره... کامل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط