با نام اهورامزدا.
با نام اهورامزدا.
با عشق تمام به دو تیله یه قیری رنگ رو به رویش نگاه میکرد.
تیله هایی که بیش از شـِش سال بود که تمام زندگیاش بودند. تیله هایی که هر روز با باز شدنشان زندگیاش جریان پیدا میکرد. تیله هایی که وقتی به بقیه مینگریستند آنقدر سرد و بیروح میشدند که رعشه بر تن دختر میانداخت اما، جالب اینجاست که آن تیله های وحشی، تنها با دیدن
چشمان عسلیاش رام میشدند.
سانو مانجیرو، همان خلافکار معروف که تنها با نام خانوادگیاش باعث سکته ناقص، نه تنها در دشمنانش، بلکه در همسایههای به ظاهر دوست میشد، حالا در حضور حضرت y/n (ا/ت) همانند بچهگربهای میشد که تنها علاقه داشت میو کند و y/n نازش را خریدار باشد. y/n درحال ناز و نوازش مرد بهظاهر سردش، مردی که میتواند قسم بخورد که فقط متعلق به او بود، وقتشان را به سر میبرد.
وای که مرد جان میداد برای این نوازش ها....وای که این دختر نمیدانست با این نوازش ها مانجیرو را به مرز جنونی از جنس لَوَندگی و لوس بازی میبرد. جوری که حتی گاهی اوقات مانجیرو کنار همسرش فقط و فقط میو میو میکرد و y/n فقط میخدید و نازش را طبق معمپل خریدار بود.
بهجرئت میتوانم بگویم که y/n اولین نفریاست که مانجیرو آنقدر میپرستیدش و کنارش راحت بود که هر صدا و رفتار عجیبغریبی از خود نشان میداد.
⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆
با عشق تمام به دو تیله یه قیری رنگ رو به رویش نگاه میکرد.
تیله هایی که بیش از شـِش سال بود که تمام زندگیاش بودند. تیله هایی که هر روز با باز شدنشان زندگیاش جریان پیدا میکرد. تیله هایی که وقتی به بقیه مینگریستند آنقدر سرد و بیروح میشدند که رعشه بر تن دختر میانداخت اما، جالب اینجاست که آن تیله های وحشی، تنها با دیدن
چشمان عسلیاش رام میشدند.
سانو مانجیرو، همان خلافکار معروف که تنها با نام خانوادگیاش باعث سکته ناقص، نه تنها در دشمنانش، بلکه در همسایههای به ظاهر دوست میشد، حالا در حضور حضرت y/n (ا/ت) همانند بچهگربهای میشد که تنها علاقه داشت میو کند و y/n نازش را خریدار باشد. y/n درحال ناز و نوازش مرد بهظاهر سردش، مردی که میتواند قسم بخورد که فقط متعلق به او بود، وقتشان را به سر میبرد.
وای که مرد جان میداد برای این نوازش ها....وای که این دختر نمیدانست با این نوازش ها مانجیرو را به مرز جنونی از جنس لَوَندگی و لوس بازی میبرد. جوری که حتی گاهی اوقات مانجیرو کنار همسرش فقط و فقط میو میو میکرد و y/n فقط میخدید و نازش را طبق معمپل خریدار بود.
بهجرئت میتوانم بگویم که y/n اولین نفریاست که مانجیرو آنقدر میپرستیدش و کنارش راحت بود که هر صدا و رفتار عجیبغریبی از خود نشان میداد.
⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆
- ۳۰۹
- ۲۳ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط