ملانصرالدین و همسرش

ملانصرالدین و همسرش

روزی همسر ملانصرالدین از او پرسید:
فردا چه می کنی؟
گفت: اگر هوا آفتابی باشد به مزرعه می روم و اگر بارانی باشد به کوهستان می روم و علوفه جمع می کنم...
همسرش گفت: بگو ان شاءا...
او گفت: ان شاءا... ندارد فردا یا هوا آفتابی است یا بارانی...
از قضا فردا در میان راه راهزنان رسیدند و او را کتک زدند...
ملانصرالدین نه به مزرعه رسید و نه به کوهستان و مجبور شد به خانه بازگردد.
همسرش گفت: کیست؟
او جواب داد: ان شاءا... منم.94/7/29ساعت20:37
دیدگاه ها (۳۴)

معما!9 تا بچه توی یه خونه هستندو هر کدوم دارند کاری انجام می...

اصولا زنها "خر" نمیشن "عاشق" میشن....هر وقت درک و فهمت به جا...

ﺍﺯ شیخ رجبعلی خیاط ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ: ﭼﻄﻮﺭ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﯽ ﺯﻧﺪگیت ﺭﺍ ﺑﺮ ﭘﺎﮐﯽ ﺑ...

دعایی زیبا از بابا طاهر :خدایا دانشی ده غم نگیرم .بده آرامش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط