از غم خبری نبود، اگر عشق نبود

از غم خبری نبود، اگر عشق نبود
دل بود، ولی چه سود، اگر عشق نبود"*
عاشق شده که، شده روان، جانب دشت
مرداب شمار، رود، اگر عشق نبود
خورشید، شود خموش و دلسرد، شود
آتش، بشود چو دود، اگر عشق نبود
از عشق، خدا، بنا نهاده ست جهان
می شد عدم، این وجود، اگر عشق نبود
در بستر خاک خشک، گُل، تا به ابد
بی واهمه می غنود، اگر عشق نبود
زیبایی شعرها، تمامش عشق ست
مرثیه شود، سرود، اگر عشق نبود
با این همه مدح، عشق، پر دردسر ست
از غم، خبری نبود، اگر عشق نبود
دیدگاه ها (۱)

از شب چشمان تو، افتان و خیزان می روماز نگاه سرکشَت، زار و پر...

چون، لبم دوخته است ، آن که، دلم سوخته است...چهره ام، مشتعل ا...

اندوه این سینه، غم من، صد کتاب استمثل قناری، در قفس، حالم خر...

"گر تو آزاد نباشی، همه دنیا قفس استهر کجا هست، زمین تا به ثر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط