فرزند عزیزم :

فرزند عزیزم :
آن زمان که مرا پیر و ازکار افتاده یافتی،
اگر هنگام غذا خوردن لباس… هایم را

کثیف کردم و یا نتوانستم لباسهایم را

بپوشم
اگر صحبت هایم تکراری و خسته کننده
است صبور باش و درکم کن
یادت بیاور وقتی کوچک بودی مجبور
میشدم روزی چند بار لباسهایت عوض
کنم برای سرگرمی یا خواباندنت مجبور
میشدم بارها و بارها داستانی را برایت
تعریف کنم…
وقتی نمیخواهم به حمام بروم مرا سرزنش و شرمنده نکن
وقتی بی خبر از پیشرفتها و دنیای امروز سوالاتی میکنم،با تمسخر به من ننگر
وقتی برای ادای کلمات یا مطلبی حافظه م یاری نمیکند،فرصت بده و عصبانی نشو
وقتی پاهایم توان راه رفتن ندارند،دستانت را به من بده…همانگونه که تو اولین
قدمهایت را کنار من برمیداشتی….
زمانی که میگویم دیگر نمیخواهم زنده بمانم و میخواهم بمیرم،عصبانی نشو..
روزی خود میفهمی
از اینکه در کنارت و مزاحم تو هستم،خسته و عصبانی نشو
یاریم کن همانگونه که من یاریت کردم

کمک کن تا با نیرو و شکیبایی تو این راه را به پایان برسانم
فرزند دلبندم، دوستت دارم
دیدگاه ها (۱)

♂♀

ﮔــــﺮﮒ ها را دوســ♥ــت دارم ! مغـــرور…… باﺗﻌـــﺼﺐ……. بی ر...

♥♥♥

دلتنگم، مثل مادر بی سوادی که دلش هوای بچه اش را کرده ولی ...

فرزند عزیزم : آن زمان که مرا پیر و ازکار افتاده یافتی، اگ...

فرزند عزیزم : آن زمان که مرا پیر و ازکار افتاده یافتی، اگر ه...

فرزند عزیزم:آن زمان که مرا پیر و از کار افتاده یافتی،اگر هنگ...

فرزند عزیزم:آن زمان که مرا پیر و از کار افتاده یافتی،اگر هنگ...

خواسته های یک مــــــــــــــــادر پیر: عزیزم: آن زمان که ...

فرزند عزیزم: آن زمان که مرا پیر و از کار افتاده یافتی،اگر هن...

عزیزم:آن زمان که مرا پیر و از کار افتاده یافتی،اگر هنگام غذا...

خواسته های یک مادر : زمانی که پیر شدم،اگر هنگام غذا خوردن لب...

خواسته های یک مادر : زمانی که پیر شدم،اگر هنگام غذا خوردن لب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط