دردِ بی درمانی ست دلتنگی ..

دردِ بی درمانی ست دلتنگی ..
وقتی به سراغم می آید
توانِ رهایی ندارم
مرا در برمی گیرد
استخوانهایم را می فشارد
تا خودِ مرگ می بَرَد و باز می گرداند ..
گلویِ بُغضم را می بُرَد
سیلابی بِراه می اندازد ..
بنیادم را فرو می ریزد ..
دردِ بی درمانی ست دلتنگی ...

#باران_قیصری
دیدگاه ها (۱)

هر شببا آستینِ کاغذها پاک می کنم حرف هایی را که قرار نبودجز ...

از هر چه دارمچشم می‌پوشم اگر دنیایک شبمرا زانو به زانویِ تو ...

دوری از تومرا نابود کرده است ..فکرم را پر کرده ای از وجودتقل...

دنیا خیلی زیباتر میشد اگر مردم به جای دخالت در زندگیمان، به ...

⏝ׄ⏝⏝ׄ⏝‌꩜ @ارغوانم ꩜⏝ׄ⏝⏝ׄ⏝‌ارغوان،شاخه همخون جدا مانده منآسم...

𝓛𝓮𝓰𝓮𝓷𝓭 ²⁰¹⁵..هنگامی که عزیزی را از دست می‌دهم تا مدت ها در س...

این یک رمان خیالی از بانگو هست و هیچ کدم از این اتفاقات واقع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط