زن

.
زن
عاشقانه های بنفشش را
در گیسوان شگفت شب می بافد
-جایی حدود بغض های بی قراری-
در همان دقایق آواره ای
که ترانه ای غمگین و دوردست
در گلوی واژگانم سقط می شود
و نسیم نیمه مست اردی بهشت
یاد شرجی مردی را در من می تند
که هر شب
بر تن تنهایی ام دست می کشد
و آه/ شعر می شود...


#particular
دیدگاه ها (۵)

این اتفاق بارها و بارها رخ دادمردی زنی را دوست داشتاین اتفاق...

#wallpaper

.سکوت می کنمو تو آغاز می شوی در مندر شب هزار و یکم سرنوشتزنی...

عشق ♡که در پرده بماند ♡به چه ارزد ♡عشق است ♡و همین لذت اظهار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط