من آن خاکسترِ سردم که در من

من آن خاکسترِ سردم که در من
شعله‌ی همه عصیان‌هاست،
من آن دریای آرامم که در من
فریادِ همه توفان‌هاست،
من آن سردابِ تاریکم که در من
آتشِ همه ایمان‌هاست.
دیدگاه ها (۱)

When I'm right, no one remembers when I'm wrong, no one forg...

عزیز من! قایق کوچکِ دل به دست دریای پهناورِ اندوه مسپار! لاا...

از خدا نگو وقتی حتی یک آیه از کتابش را نخواندی نفهمیدی

رمان: فراموش شدهفصل ۷: فرار و خاکسترعمارت شروع به سوختن کرد؛...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط