سالها گذشت ومن یادگرفتم...

سالها گذشت ومن یادگرفتم...
که گرمی دست ادمها همیشگی نیست...
تاهست باید گرم شد و وقتی نیست...دیگرنیست
یادگرفتم وقتی میگویی هستم...
یعنی الان هستم ...فعلا هستی واینده معلوم نیست ...
دیدگاه ها (۱۱)

«می‌دونی، عجیب‌ترین قسمتش این نیست که تنها هستم، بلکه اینجاس...

پارت یک هانا و یونگی نقش اصلی داستان ویو هانا من یه دختر بدب...

وقتی عضو هشتم بودی🩶پارت ۲بعد از تمرین توی تایم استراحت تصمیم...

#برادر ناتنی من

سلام دخترام.. خوبین قربونتون برم؟.. میخوام در یه باره باهم ص...

آرت جدید/new art/حمایت لطفا_

میزوکی: این زخم میبینی چون تو انجام این کارا بی احتیاطی کردم...

ستاره دنباله دار پارت:۳۳

مطمئنی به سن ازدواج رسیدی؟اگر وقتی پشت خط تلفنش در حال انتظا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط