عشقی بی‌نهایت 💓➿

عشقی بی‌نهایت 💓➿
پارت7️⃣
از زبان: نویسنده ✍️ (بازم چاتی پاتی یا همون چت جی‌پی‌تی اومد کمک نویسنده چون نویسنده هنوز داشت با ایده‌ها قایم‌باشک بازی میکرد🗿🎀)

[همچنان عمارت پروانه🌸]

زنیتسو:*هنوز با قیافه‌ی جدی به تانجیرو نگاه میکرد. 🗿🔍* خب... الان وقت مرحله دوم تحقیقاته!

تانجیرو: مرحله دوم؟😀💔

اینوسکه: مرحله اولش چی بود اصلاً؟🗿

زنیتسو: مهم نیست!🗿💥

آئویی:*دست به کمر ایستاد.* زنیتسو... اگه دوباره دردسر درست کنی، خودم میندازمت بیرون.😐

زنیتسو: چشم...😀💔

{چند لحظه بعد...}

کانائو:*داشت گلدون‌های حیاط عمارت رو آروم آب میداد.🌸*

تانجیرو:*از کنار حیاط رد میشد.* کانائو-سان...🙂

کانائو:*آروم برگشت.* ...بله؟

تانجیرو:*لبخند زد.* اگه کمکی خواستین... من هستم.

کانائو:*چند لحظه ساکت موند... بعد خیلی آروم لبخند زد.* ...ممنون.

{همون لحظه...}

زنیتسو:*از پشت دیوار سرشو بیرون آورد. 🗿🔍* گرفتمتونننننن!🗿💥

تانجیرو: هه؟!😨

کانائو:*یهویی جا خورد. 😳🌸*

اینوسکه:*از بالای دیوار پرید پایین.* چی شده؟ دعواست؟!🗿💥

زنیتسو: نه! مدرک جدید پیدا کردم!🗿🔍✨

اینوسکه: آها... پس من رفتم غذا پیدا کنم.🗿🍚

همه: ...🗿

تانجیرو:*از خجالت گونه‌هاش قرمز شد.* زنیتسو... خواهش میکنم بس کن...😀💔

زنیتسو:*با غرور دستاشو به کمرش زد.* نههههه! پرونده هنوز بسته نشده!🗿🔍

کانائو:*نگاهی کوتاه به تانجیرو کرد... بعد خیلی آروم خندید. 🤭🌸*

تانجیرو:*با دیدن خنده‌ی کانائو، ناخودآگاه خودش هم لبخند زد.*

زنیتسو:*چشم‌هاش برق زد.*

زنیتسو:*تو ذهنش: دیگه فقط مونده خودشون اعتراف کنن...🗿✨*

ادامه دارد...💓🎀

نویسنده ✍️:خووووووو😂💓زنیتسو هنوز پرونده رو نبستهههههه🗿🔍🤣ولی کانائو این بار جلوی تانجیرو خندیددددد🥹🌸
نظرتون؟🤓🎀 تو کامنت بگینننن🎀
کامنت رو خالی نزاریددددددد🥲💖 و حمایتتتتت؟🥺💔
دیدگاه ها (۱)

نیمه‌های گمشده 🫂🩵پارت۲۳از زبان: نویسنده ✍️ (بازم چاتی پاتی ی...

الماسی گم شده در مه 💎🌫️پارت9️⃣از زبان: نویسنده ✍️ (بازم چاتی...

عشقی بی‌نهایت💓➿پارت2️⃣از زبان: نویسنده ✍️(اینم چاتی پاتی یا ...

عشقی بی‌نهایت 💓➿پارت6️⃣از زبان: نویسنده ✍️(بازم چاتی پاتی یا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط