دختری که زیر درخت گیلاس دراز می کشید وآرزوهای خود را رو

دختری که زیر درخت گیلاس دراز می کشید. وآرزوهای خود را روی بادکنک های رنگارنگ با مداد رنگی های روشن بنفش صورتی یاسی میکشید خورشیدی که موهای او را نوازش می کردو قاصدکی که خبر از خبرهای خوب داشت او مشکل جدی در بینایی خود داشت . او مدرسه را دوست نداشت
دیدگاه ها (۰)

نیکو با تعجب وارد اتاق شد فرید پنهان شد و فریبا به. نیکو گفت...

پدر نیکو مرد باهوشی بود با دیدن فریبا حس خوبی نداشت برای هم...

#مافیای_عاشق پارت"1 ( مقدمه )خب سلام سلام قشنگ های من همون ط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط