آن کلاغی که پرید

آن کـلاغـی که پــرید
از فراز سر ما
و فرو رفت در اندیشه آشفته ابری ولگرد
خبر ما را با خــود خـــواهد برد به شــهر

‌‌
#فروغ_فرخزاد🍃
دیدگاه ها (۱)

ای ڪاش زندانی شود این شور بی سامانی ات .. در انعڪاس چشم تو م...

هشیار سری بود ز سودای تو مستخوش آنکه ز روی تو دلش رفت ز دستب...

شعرے را خواهم نوشتاز جمعه هاے تلخ از آرزوهاے محال از غروبی د...

‌میگویندبرای کلبه کوچک همسایه‌اتچراغی آرزو کنقطعأحوالی خانه ...

امروز او روتین را شکست .آن زنِ بالغ ، به دور از انتظار نظمی ...

یک لیوان نسکافه در کنار کیک کارامل

#شعر_نو 🍃ابتهاج در توصیف این شعر میگوید: دختری با موهای بلند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط