سال ها منتظرم تا که از این نرده سرد

سال ها منتظرم تا که از این نرده سرد
کسی از دورترین صوت قطارم برسد

یک نفر با چمدانی که هنوز مانده به راه
در پس زرد ترین روز قرارم برسد

یک نفر در شب مه گرفته ی احساسم
کاش با یک چمدان در انتظارم برسد

یک نفر پا به گذشته ام نذارد هرگز
وقتی امیدی به آینده ندارم برسد

یک نفر با همه ی تلخیه من خنده کند
وقتی از درد خودم بی کس و یارم برسد

یک نفر در پس پاییز همه حادثه ها
با دلی پر شده از عطر بهارم برسد

سال ها منتظرم مثل همین ایستگاه
کسی از دور ترین صوت قطارم برسد
دیدگاه ها (۲)

عیسی دورقی شاعر اهوازی

آیت‌اله سلطانیان شاعر ایلامی

اشتباه گرفتید

مثل هر روز آخرین نفری بودم که کامپیوتر را خاموش میکردم و از ...

بارون تازه بند اومده بود ... خیابون خیس بود و نور چراغای زرد...

معصومعلی مسکینی

✅ کلمات کشنده❗لطفا لطفا بخونید🙏

لهجه ات را غلاف کن اِی عشق ... زخمی ام از زبانِ نوک تیزت شمس...

شاه مازندران پس از قلدری در تلگرام☆سهیل به نقل از روزنامه ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط