درد ما دهه شصتی ها از فقر کاکرو

درد ما دهه شصتی ها از فقر کاکرو
و مصدومیت های سوباسا
ویتیمی تارومیساکی شروع شد
و با خداحافظی زودهنگام میزوگی از دنیای فوتبال همراه شد
ناراحتی ما دهه شصتی ها
از پیدا نشدن مادر هاچ شروع شد چون خیلی هامون قسمت اخرش و ندیدیم
دلتنگی مادهه شصتی ها از برنگشتن
دخترک کبریت فروش ب خونه شروع شد
ب کدام درد فکر میکردیم
گم شدن پدر بچه های کوهستان
یتیمی جودی
یتیمی انه شرلی
یتیمی ایکیوسان
اضطراب زنان کوچک
ب درد بی پایان اوشین ک سالها دور از خانه بود بیندیشیم

یا ب فقر هانیکو
از گریه هایمان میگویم
از زندگی پرین ک دیگر دنبال مادرش نمیگشت زیرا با دستان کوچکش پیکر مادرش را ب خاک سپرد
کاش فقط یکبار ناراحتی را در چشمان غمبار حنا نمیدیدیم

از کابوس شبانه یمان بگویم
از سمندون ک خواب از چشمانمان گرفته بودن
یا از جولز و جولی ک همه نوجوانی خود را در حال فرار سپری کردن
دیدگاه ها (۱)

کفش هم اگر تنگ باشد،زخم میکند...وای به وقتی که دل،تنگ باشد.....

عـــــشق جانممن هیچے ندارم اما وقتی"#تـــــــو" هستیحس میڪنم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط