نازار دلی را که تو جانش باشی

نازار دلی را که تو جانش باشی
معشوقهٔ پیدا و نهانش باشی

زان می‌ترسم که از دل آزاری تو
دل خون شود و تو در میانش باشی...
دیدگاه ها (۱)

‌می گوینددلتنگ نباشم !وای خدای من انگار به آب می گویندخیس نب...

تا روزی که قلبم هنوز میزنـه تا وقتی که جونی توی این تنـه تو ...

بی جهتموهایت راکوتاه و بلند و پریشان نکن من فقط شاعر" چشم ه...

برﺍﯼ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺩﻝ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﻧﮕﻮﮐﻪ ﺩﻟﮯ ﺩﺍﺭﻡ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺳﮑﻮﺗـــﺷﮑﺴﺘﻪ ...

شمع به کبریت گفت :از تو می ترسم تو قاتل من هستی کبریت گفت:از...

ای ز سودای تو دل شیدا شدهزآتش عشق تو آب ما شدهعاشقان در جست ...

به دریا می زنم ! شاید به سوی ساحلی دیگرمگر آسان نماید مشکلم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط