فرصتی دیگر پارت
فرصتی دیگر پارت ۲۵
شوتو « با این بدبخت چیکار کردی »
باکوگو « فقط این نفله رو به چیزی که حقش بود رسوندم »
{شوتو بلند میشه و به باکوگو نگاه میکنه دست راستش رو میزاره روی سرش و بعد به سمت فرد میگیره}
شوتو « حداقل میزاشتی دهنش سالم باشه تا بفهمم چی میگه ............. میشه یکیتون بگه چیشده »
ایکو « خب اینا میخواستن منو بفروشن......... »
شوتو «.........شوالیه ها این چند نفرو بگیرن»
باکوگو « نفلههه نبرشون بزار بکشمشون بعددددد »
{ایکو درحال گرفت باکوگو}
شوتو « اگه بکشیش مجبور میشن تورو هم بگیرن »
ایکو « کاچان تروخدا بخاطر جون من ول کن »
باکوگو « تچ باشه اینقدر قسم نخور »
شوتو « .......... این واقعا باکوگوعه »
شوتو « با من بیاین »
{برمیگرده و میره باکوگو بر میگرده سمت ایکو}
باکوگو « ایکو ببینم خوبی دیگه صبر کن برم من وسایلتو بیارم هوا سرده »
شوتو« ........... »
چند دقیقه بعد......
شوتو « با این بدبخت چیکار کردی »
باکوگو « فقط این نفله رو به چیزی که حقش بود رسوندم »
{شوتو بلند میشه و به باکوگو نگاه میکنه دست راستش رو میزاره روی سرش و بعد به سمت فرد میگیره}
شوتو « حداقل میزاشتی دهنش سالم باشه تا بفهمم چی میگه ............. میشه یکیتون بگه چیشده »
ایکو « خب اینا میخواستن منو بفروشن......... »
شوتو «.........شوالیه ها این چند نفرو بگیرن»
باکوگو « نفلههه نبرشون بزار بکشمشون بعددددد »
{ایکو درحال گرفت باکوگو}
شوتو « اگه بکشیش مجبور میشن تورو هم بگیرن »
ایکو « کاچان تروخدا بخاطر جون من ول کن »
باکوگو « تچ باشه اینقدر قسم نخور »
شوتو « .......... این واقعا باکوگوعه »
شوتو « با من بیاین »
{برمیگرده و میره باکوگو بر میگرده سمت ایکو}
باکوگو « ایکو ببینم خوبی دیگه صبر کن برم من وسایلتو بیارم هوا سرده »
شوتو« ........... »
چند دقیقه بعد......
- ۴.۹k
- ۱۸ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط