گاهى انقدر رو دور بدبيارى هستى كه اگه بى حركتم يه جا بشين

گاهى انقدر رو دور بدبيارى هستى كه اگه بى حركتم يه جا بشينى ممكنه ميز همينجورى بلند بشه بياد

پايه شُ محكم بزنه به انگشت پات و برگرده سر جاش...
دیدگاه ها (۵)

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p32در که بسته شد، نینا چند لحظه به همون ن...

𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗 𝙿𝚊𝚛𝚝:⁶⁵ا/ت با نگرانی گوشی رو روی میز گذاشت.ا/ت...

پارت۴تویِ تاریکیِ انباری، جایی که فقط صدایِ نفس‌هایِ تندشون ...

Intertwined fate of two enemies-part 1

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۲۱ پارتویو &چند دقیقه گذشت.ته...

پارت ۲۲صبح کدری بود. هوا هنوز بوی بارون‌شب رو می‌داد. رزا زو...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط