راستش را بخواهی

راستش را بخواهی
آمدم
هر شب
نه یک بار
نه دوبار
به تعداد تمام شب های بعد از نبودنت___
و هربار این شک به جانم می افتاد
نیستی یا خودت را به نبودن زده ای؟
پشتِ دربِ خیالت را بخوان
برایت تا بی نهایت نوشته ام
جانم
آمدم
به اندازه تمام دقایقی که داشتَمَت___
نبودی اما!
دیدگاه ها (۵)

هنوزم وقتی می‌نویسم، دستم می‌لرزه. نمی‌دونم از سرماست یا از ...

the end-part 2

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁸صبح روز بعد___________...

رویایی واقعی اما مانند دروغ

پروانه جان

پارت : 19 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*یک ساعت بعد، استادیوم تقر...

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 55 | پایانی "" ویو پ...

🖤 قفس سیاهپارت اول | قرارداد خونصدای باران، تمام عمارت را پر...

پارت: 29 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*شب فضای خونه از هوای پیست ...

#تکپارتیاین قطار هیچ وقت نمی‌خوابه!چان/ا.تزمانی که به محل قر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط