Boss Mafias

Boss Mafias
Part:9

ـ کسی ، اگه کسی جلو بیاد همینجا خونشو میریزم( عربده ) هانا«خواهرش» همین الان وسایل هاتو جمع می‌کنی و با من میای..

پدربزرگ: د..دخترم..چ..چرا به پای پ..پدرم تیر زدی؟
پدر لارا: دختره بی آبرو( عربده)
لارا: اگه پای سوهو وسط باشه...تک تک شما به جز هانا رو به رگبار می‌بندم( عربده‌)
این یوپ...این عوضی رو بیار ، حالا حالا ها کارش دارم( پوزخند)
پدر لارا : دلیل این کارات چیه هاا؟
لارا : سوهو..سوهو..یکیتون از این به بعد نزدیکش شه کاری میکنم التماسم کنید بکشمتون ( عربده‌)

ــــــــــ شب ــــــــــ
لارا توی اتاقش بود و داشت اشک می‌ریخت... انقدر گریه کرد که سرش درد گرفته بود...جونگ کوک و هانا خواب بودن..لارا رفت توی آشپزخونه تا یکم آب بخوره..

گوشیش زنگ خورد از طرف بیمارستان بود..سر جاش یخ زد و با استرس گوشی رو جواب داد..

ـ ب..بله؟
ـ خانم کیم؟
ـ ب..بله
ـ آقای سوهو حالشون بد شده لطفاً خودتون رو اینجا برسونید

و.. قطع کرد

ـــــــ بیمارستان ـــــــ
ـ س..سوهو( داد )
ـ خانم ، آروم باشید لطفاً
ـ اگه...هق..سوهو..بمیره.. تک تکتون رو آتیش میزنم..هق

بیْب..بیْب..بیْب
صدای مانیتور اعلائم حیاتی..

قطره اشکی از چشمای سوهو اومد...صدای لارا از پشت شیشه خفه میشد..

ـ سوهو منو تنها نذاررر


ادامه دارد‌...
منتظر پارت های بعدی برای امشب باشید🤍
دیدگاه ها (۱۶)

قلمش؟؟؟ گاددددددبانومو فالو کنید جیگراا🎀🤍@xa.jackson

Boss Mafias Part:8کیم: الان چی گفتی حرو•مزاده هاا؟(عربده)لار...

Boss Mafias Part:7همون‌طور که روی کاناپه های خونه نشسته بودن...

Boss Mafias Part:6 ـ چی شد؟سوهو:یعنی لارا برام دخترخاله یا پ...

Boss Mafias Part:4دو هفته گذشته..جونگ کوک روی کاناپه لم داده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط