نزدیکتر از همیشهp
( نزدیکتر از همیشه.................p1 )
چوینگ : آقا شما امروز جلسهی مهمی دارین باید حتما حضور داشته باشید
لینو : خستهام میخوام ی چرتی بزنم و بعدش برم این کافهی بغلی .. راستی اسمش چی بود؟
چوینگ : ولی..... ولی خودتونم میدونین این جلسهی خیلی مهمیه!!
لینو : برا من ولی ولی نکن گفتم خستهام و میخوام بخوام چه اجباری هست که باید برم به جلسه
چوینگ : چشم من با اجازه مرخص میشم.....
لینو با دستش بهش اشاره کرد که زود تر بره*
لینو : آخیشششش مگه میشه با وجود اینهمه مشکل بازم استراحت کرد ،،
*پوزخند
گرفت خوابید وساعت 23:43 ... *
کم کم داشت صدای بارون رو میشنید و سردی گونه هاش رو میتونست حس کنه
به آرومی بلند شد و خمیازه کوتاهی کشید *
لینو : به نظر میاد که خیلی خوب خوابیده بودم که حتی درد کمرم رو نفهمیدم الان تو این هوا فقط ی قهوهی تلخ داغ میچسبه
اوممم .....
* لباسش رو عوض کرد و ی هودی گرم و نرم پوشید
از شرکت دراومد و ی نفس عمیقی کشید*
وارد کافه شد *
لینو : اوممم بوی کیک شکلاتی... عاشقشم
هان : سلام حالتون چطوره؟ ببخشید ولی الان باید کافه رو ببندم،،،، میتونید فردا تشریف بیارید .
لینو : سلام ممنونم
ولی من خیلی نمیمونم فقط ی قهوه تلخ میخورم و بعدش میرم
هان: خیلی معذرت میخوام ولی تایم کاری تموم شده و باید کافه رو ببندم ...
اوکی مشکلی نیست میتونین بمونین
لینو : یکی هم برا خودت بیار میخوام باهات صحبت کنم وآشنا شم باهات
*هان با چند تیکه کیک شکلاتی و دو تا قهوه اومد
لینو: اسمت چیه ؟ چجوری اومدی اینجا؟ چند سالته؟
هان : اوه.....من هان جیسونگ هستم.....
لینو میخنده *
لینو : لازم نیست باهام اونجوری حرف بزنی...... راحت باش....
هان : اوه بله بله ببخشید
لینو بازم میخنده و مچ دست هان رو میگیره*
لینو : بازم که تو کار خودتی...... باشه هر جور راحتی
هان میخنده و نگاه چپی به مچ دستش که لینو گرفته بود میکنه*
لینو متوجه نگاه هان میشه و ولش میکنه....
یکم از قهوهاش میخوره و سوییچ ماشینشو برمیداره و میره*
با همکاری : @juju.stablin
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ادامه دارد 💫
#minsung
#straykids
#bangchan
#leeknow
#changbin
#Hyunjin
#Han
#Felix
#seungmin
#I_N
#stay
#k_pop
چوینگ : آقا شما امروز جلسهی مهمی دارین باید حتما حضور داشته باشید
لینو : خستهام میخوام ی چرتی بزنم و بعدش برم این کافهی بغلی .. راستی اسمش چی بود؟
چوینگ : ولی..... ولی خودتونم میدونین این جلسهی خیلی مهمیه!!
لینو : برا من ولی ولی نکن گفتم خستهام و میخوام بخوام چه اجباری هست که باید برم به جلسه
چوینگ : چشم من با اجازه مرخص میشم.....
لینو با دستش بهش اشاره کرد که زود تر بره*
لینو : آخیشششش مگه میشه با وجود اینهمه مشکل بازم استراحت کرد ،،
*پوزخند
گرفت خوابید وساعت 23:43 ... *
کم کم داشت صدای بارون رو میشنید و سردی گونه هاش رو میتونست حس کنه
به آرومی بلند شد و خمیازه کوتاهی کشید *
لینو : به نظر میاد که خیلی خوب خوابیده بودم که حتی درد کمرم رو نفهمیدم الان تو این هوا فقط ی قهوهی تلخ داغ میچسبه
اوممم .....
* لباسش رو عوض کرد و ی هودی گرم و نرم پوشید
از شرکت دراومد و ی نفس عمیقی کشید*
وارد کافه شد *
لینو : اوممم بوی کیک شکلاتی... عاشقشم
هان : سلام حالتون چطوره؟ ببخشید ولی الان باید کافه رو ببندم،،،، میتونید فردا تشریف بیارید .
لینو : سلام ممنونم
ولی من خیلی نمیمونم فقط ی قهوه تلخ میخورم و بعدش میرم
هان: خیلی معذرت میخوام ولی تایم کاری تموم شده و باید کافه رو ببندم ...
اوکی مشکلی نیست میتونین بمونین
لینو : یکی هم برا خودت بیار میخوام باهات صحبت کنم وآشنا شم باهات
*هان با چند تیکه کیک شکلاتی و دو تا قهوه اومد
لینو: اسمت چیه ؟ چجوری اومدی اینجا؟ چند سالته؟
هان : اوه.....من هان جیسونگ هستم.....
لینو میخنده *
لینو : لازم نیست باهام اونجوری حرف بزنی...... راحت باش....
هان : اوه بله بله ببخشید
لینو بازم میخنده و مچ دست هان رو میگیره*
لینو : بازم که تو کار خودتی...... باشه هر جور راحتی
هان میخنده و نگاه چپی به مچ دستش که لینو گرفته بود میکنه*
لینو متوجه نگاه هان میشه و ولش میکنه....
یکم از قهوهاش میخوره و سوییچ ماشینشو برمیداره و میره*
با همکاری : @juju.stablin
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ادامه دارد 💫
#minsung
#straykids
#bangchan
#leeknow
#changbin
#Hyunjin
#Han
#Felix
#seungmin
#I_N
#stay
#k_pop
- ۱۱.۹k
- ۲۴ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط