شنیدی اون داستان معروف رو
شنیدی اون داستان معروف رو؟
همون که دزدها به کاروان میزنن، زن و شوهر گیر میفتن. دزدها به زن میگن: برقص، تا شوهرت رو نکشیم. زن برای حفظ جون شوهرش میرقصه وقتی نجات پیدا میکنن، مرد خیلی ناراحت بود زنش میگه: عزیزم دیدی که برای حفظ جون تو اینکار رو کردم؛ مرد میگه «میدونم مجبورت کردن... ولی اون قر ریزهای اضافی وسط رقص چی بود؟ اون که دیگه لازم نبود مجبورت که نکرده بودند»
حالا حکایت ما شده حکایت این داستان.
آقای فغانی، میدونیم پروتکل بود. داور بودی، باید دست میدادی. شاید نمیتونستی مدال رو نگیری. شاید نادیده گرفتن ترامپ برات یعنی پایان کارت تو فوتبال حرفهای. قبول.
اما اون خوشوبش گرم چی بود؟
اون لبخند پهن چی بود؟
اون علامت لایک دستت که شبیه ترامپ باشی چی بود؟
اونی که اجبار نبود...
اون دیگه انتخاب بود.
چطور همه چی رو فراموش کردی ؟ درسته چند سالی هست رفتی زیر بیرق یک کشور دیگه اما مگه میشه آدم تعلقاتی که به خاک آبا اجدادی و مردمش داشته رو با عوض شدن پاسپورتش یادش بره ؟
ترامپی که بهت مدال میداد، همونیه که:
نتانیاهو رو تا بن دندون مسلح کرد که کلی از هموطنانت رو به خاک و خون بکشه
چراغ سبز برای ترور دانشمندای کشورت رو داد
اقتصاد مردم ایران رو له کرد
هرچی خط قرمز بود، رد کرد و به کشورت حمله کرد و دستاورد اون همه دانشمند و هزینه هایی که شده بود بمبارون کرد ..
داور بودن یه چیزه، بیطرف بودن یه چیز دیگهست ؛ بیریشه بودن، یه چیز بدتر.
ما ازت انتظار نداشتیم اون وسط شعار بدی. ولی انتظار داشتیم لااقل برای همون مردم و خاک کشورت، یه لبخند کمتر بزنی. یه چشمک کمتر. یه لایک کمتر.
بعضی لحظهها هست که اگه از دستت بره، دیگه نمیشه با هیچ افتخار و سوتی جبرانش کرد.
همون که دزدها به کاروان میزنن، زن و شوهر گیر میفتن. دزدها به زن میگن: برقص، تا شوهرت رو نکشیم. زن برای حفظ جون شوهرش میرقصه وقتی نجات پیدا میکنن، مرد خیلی ناراحت بود زنش میگه: عزیزم دیدی که برای حفظ جون تو اینکار رو کردم؛ مرد میگه «میدونم مجبورت کردن... ولی اون قر ریزهای اضافی وسط رقص چی بود؟ اون که دیگه لازم نبود مجبورت که نکرده بودند»
حالا حکایت ما شده حکایت این داستان.
آقای فغانی، میدونیم پروتکل بود. داور بودی، باید دست میدادی. شاید نمیتونستی مدال رو نگیری. شاید نادیده گرفتن ترامپ برات یعنی پایان کارت تو فوتبال حرفهای. قبول.
اما اون خوشوبش گرم چی بود؟
اون لبخند پهن چی بود؟
اون علامت لایک دستت که شبیه ترامپ باشی چی بود؟
اونی که اجبار نبود...
اون دیگه انتخاب بود.
چطور همه چی رو فراموش کردی ؟ درسته چند سالی هست رفتی زیر بیرق یک کشور دیگه اما مگه میشه آدم تعلقاتی که به خاک آبا اجدادی و مردمش داشته رو با عوض شدن پاسپورتش یادش بره ؟
ترامپی که بهت مدال میداد، همونیه که:
نتانیاهو رو تا بن دندون مسلح کرد که کلی از هموطنانت رو به خاک و خون بکشه
چراغ سبز برای ترور دانشمندای کشورت رو داد
اقتصاد مردم ایران رو له کرد
هرچی خط قرمز بود، رد کرد و به کشورت حمله کرد و دستاورد اون همه دانشمند و هزینه هایی که شده بود بمبارون کرد ..
داور بودن یه چیزه، بیطرف بودن یه چیز دیگهست ؛ بیریشه بودن، یه چیز بدتر.
ما ازت انتظار نداشتیم اون وسط شعار بدی. ولی انتظار داشتیم لااقل برای همون مردم و خاک کشورت، یه لبخند کمتر بزنی. یه چشمک کمتر. یه لایک کمتر.
بعضی لحظهها هست که اگه از دستت بره، دیگه نمیشه با هیچ افتخار و سوتی جبرانش کرد.
- ۴۳۳
- ۲۳ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط