نازنینم بی رُخت پاییز هم حالا رسیده

نازنینم بی رُخت پاییز هم حالا رسیده

سخت می بینم به گوشت حال این رسوا رسیده

در نبودت برگ برگ این درختان ریخت بی شک

لاجرم هم مرگ این سرگشته یِ تنها رسیده

هر که را می بینم این جا یار دارد وای بر من

بی وفاجان،خون دل بر این دلِ شیدا رسیده

بی تو این فصلِ قشنگِ عاشقی ها سخت دلگیر

طعنه ها بر،این دلِ مجنون از این لیلا رسیده

بی تو باشم با خیالت با کسی من؟وای هرگز

می رسد روزی بیایی بر من این آوا رسیده

سرگشته
دیدگاه ها (۱)

نازنینم بی رُخت پاییز هم حالا رسیدهسخت می بینم به گوشت حال ا...

نازنینم بی رُخت پاییز هم حالا رسیدهسخت می بینم به گوشت حال ا...

بعدِ چندی مهر،آمد بر سرم آوار شد صفر می آید به دستم صفر ها ب...

بعدِ چندی مهر،آمد بر سرم آوار شد صفر می آید به دستم صفر ها ب...

نازنینم بی رُخت پاییز هم حالا رسیدهسخت می بینم به گوشت حال ا...

نازنینم بی رُخت پاییز هم حالا رسیدهسخت می بینم به گوشت حال ا...

‍ ‍ از هزاران، یک نفر مجنونِ لیلا می شوددر دل معشوقه تنها یک...

یه شبی مجنون اذان عشق خواندگفت وگفت ازلیلی ودرعشق ماندگفتند ...

طاقتی دیگر ندارم کاسه یِ صبرم ترک برداشته سوخت این دل با خیا...

طاقتی دیگر ندارم کاسه یِ صبرم ترک برداشته سوخت این دل با خیا...

طاقتی دیگر ندارم کاسه یِ صبرم ترک برداشته سوخت این دل با خیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط