✨بشنو این نی چون شکایت می‌کند

✨بشنو این نی چون شکایت می‌کند
از جداییها حکایت می‌کند

✨کز نیستان تا مرا ببریده‌اند
در نفیرم مرد و زن نالیده‌اند

✨سینه خواهم شرحه شرحه از فراق
تا بگویم شرح درد اشتیاق

✨هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش

✨من به هر جمعیتی نالان شدم
جفت بدحالان و خوش‌حالان شدم

✨هرکسی از ظن خود شد یار من
از درون من نجست اسرار من

✨سر من از نالهٔ من دور نیست
لیک چشم و گوش را آن نور نیست

✨تن ز جان و جان ز تن مستور نیست
لیک کس را دید جان دستور نیست

✨آتشست این بانگ نای و نیست باد
هر که این آتش ندارد نیست باد

قسمتی از سرآغاز مثنوی معنوی
مولانا
دیدگاه ها (۹)

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

بشنو این نی چون حکایت می‌کنداز جداییها شکایت می‌کندکز نیست...

بشنـو این نی چون شکــایت می‌کـــنـداز جـداییــهـــا حکــــ...

بشنـو این نی چون شکــایت می‌کـــنـداز جـداییــهـــا حکــــ...

بشنـو این نی چون شکــایت می‌کـــنـداز  جـداییــهـــا  حکــــ...

بشنـو این نی چون شکــایت می‌کـــنـداز  جـداییــهـــا  حکــــ...

بشنـو این نی چون شکــایت می‌کـــنـد از جـداییــهـــا حکـــ...

بشنـو این نی چون شکــایت می‌کـــنـداز جـداییــهـــا حکــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط