ما ز یاران چشم یاری داشتیم

ما ز یاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آن چه ما پنداشتیم
تا درخت دوستی برگی دهد
حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم
گفت و گو آیین درویشی نبود
ور نه با تو ماجراها داشتیم
شیوه چشمت فریب جنگ داشت
ما غلط کردیم و صلح انگاشتیم
گلبن حسنت نه خود شد دلفروز
ما دم همت بر او بگماشتیم
نکته ها رفت و شکایت کس نکرد
جانب حرمت فرونگذاشتیم
گفت خود دادی به ما دل حافظا
ما محصل بر کسی نگماشتیم
دیدگاه ها (۱۷)

دختر_زیبا

ما ز یاران چشم یاری داشتیمخود غلط بود آن چه می‌پنداشتیمتا در...

ما ز یاران چشم یاری داشتیمخود غلط بود آنچه ما پنداشتیمتا درخ...

اشعار حضرت حافظ شیرازی

ما ز یاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه می پنداشتیم تا...

ما زیاران چشم یاری داشتیم!

ما زیاران چشم یاری داشتیمخود غلط بود آنچه می پنداشتیمتا درخت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط