به خاطر سنگی که تو غذا بود , دندانم شکست, گریه کردم نه بخ

به خاطر سنگی که تو غذا بود , دندانم شکست, گریه کردم نه بخاطر درد دندانم, ( برای کم سویی چشمان مادرم)
دیدگاه ها (۵)

من اناری را میکنم دانه, به دل می گویم (( خوب بود این مردم د...

گفتم مادر, گفت: جانم....گفتم : درد دارم, گفت: به جانم...گفتم...

من خودم را زندگی میکنم, برایم مهم نیست چگونه قضاوت میشوم, چه...

سلام سلام. صبح زیباتون بخیر. انشا.. روز خوبی رو پیش رو داشته...

~سناریو~#درخواستیوقتی اعصابشونو خورد میکنی و دعوات میکنن و ت...

..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط