زِ انتظارِ صبح با هم حرفهایی میزنیم.
زِ انتظارِ صبح با هم حرفهایی میزنیم.
با غباری زردگونه پیله بر تن میتنیم؛
من به دست، او بانگ خود، چیزهایی میکنیم.
#نیما_یوشیج
با غباری زردگونه پیله بر تن میتنیم؛
من به دست، او بانگ خود، چیزهایی میکنیم.
#نیما_یوشیج
- ۲.۴k
- ۰۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط