پارت ۳
پارت ۳
عشق اجباری
_هیونگ میشه آدرس یکی رو برام پیدا کنی؟
_اسم؟؟
_کیم تهیونگ
_باشه
_ممنونم
۵مین بعد
_آدرس رو پیدا کردم برات فرستادم
_ممنون هیونگ خدافظ
بعد از اینکه یونگی هیونگ آدرس رو برام فرستاد رفتم به سمت همون آدرس وقتی رسیدم زنگ در رو زدم همون عوضی اومد دم در یه نگا بم انداخت و گفت
_تو کی هستی؟
_من کسیم که میتونم کل زندگیت رو عوض کنم
_منظورتو نمیفهمم
_منظورم اینکه میتونم اون قدر پول بهت بدم که بعد از دادن پول طلبکارات بازم تا آخر زندگی خودت و خانوادت پول داشته باشی اما یه شرطی دارم
پدر اون کوچولو بعد از گفتن حرفام چشماش برق زد و گفت
_شرطتون چیه اقا؟
_شما یه پسر دارین به اسم تهیونگ درسته؟ من همونو میخوام به شرط اینکه اونو بم بدید من هم این کارو انجام میدم
_باشه آقا اون صبا میره مدرسه و بعد مدرسه تا شب تو کافه (مثلا یه اسمی) کار میکنه و ساعتای ۱۱ واینا میاد خونه هروقت خواستین ببریدش
........._
عشق اجباری
_هیونگ میشه آدرس یکی رو برام پیدا کنی؟
_اسم؟؟
_کیم تهیونگ
_باشه
_ممنونم
۵مین بعد
_آدرس رو پیدا کردم برات فرستادم
_ممنون هیونگ خدافظ
بعد از اینکه یونگی هیونگ آدرس رو برام فرستاد رفتم به سمت همون آدرس وقتی رسیدم زنگ در رو زدم همون عوضی اومد دم در یه نگا بم انداخت و گفت
_تو کی هستی؟
_من کسیم که میتونم کل زندگیت رو عوض کنم
_منظورتو نمیفهمم
_منظورم اینکه میتونم اون قدر پول بهت بدم که بعد از دادن پول طلبکارات بازم تا آخر زندگی خودت و خانوادت پول داشته باشی اما یه شرطی دارم
پدر اون کوچولو بعد از گفتن حرفام چشماش برق زد و گفت
_شرطتون چیه اقا؟
_شما یه پسر دارین به اسم تهیونگ درسته؟ من همونو میخوام به شرط اینکه اونو بم بدید من هم این کارو انجام میدم
_باشه آقا اون صبا میره مدرسه و بعد مدرسه تا شب تو کافه (مثلا یه اسمی) کار میکنه و ساعتای ۱۱ واینا میاد خونه هروقت خواستین ببریدش
........._
- ۶۶۰
- ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط