تو_همانیکه_به_قصر_دل_من_سلطانی
تو_همانیکه_به_قصر_دل_من_سلطانی
تا ابد حک شده بر لوحِ دلم میمانی
شاعرم حرف دلم را تو بدانی بد نیست
درد این فاصله من دانم و تو میدانی
عاشق چشم تو من تا به ابد می مانم
خون شدی در رگ من همیشه در جریانی
من همانم که به غیر از توبه کس دل ندهم
آسمانی و زلال و قطره ی بارانی
عاجزم تا به چه تشبیه کنم روی تو را
تو که از خوبترین ، خوبترینی ، آنی
کاش یکبار بگویی و همینم کافیست
مو به مو از ته دل شعر مرا میخوانی
از تو و عشق تو گفته است اگرسنگ صبور
خاطرت خواهم و بر روح و تن ِمن جانی
تا ابد حک شده بر لوحِ دلم میمانی
شاعرم حرف دلم را تو بدانی بد نیست
درد این فاصله من دانم و تو میدانی
عاشق چشم تو من تا به ابد می مانم
خون شدی در رگ من همیشه در جریانی
من همانم که به غیر از توبه کس دل ندهم
آسمانی و زلال و قطره ی بارانی
عاجزم تا به چه تشبیه کنم روی تو را
تو که از خوبترین ، خوبترینی ، آنی
کاش یکبار بگویی و همینم کافیست
مو به مو از ته دل شعر مرا میخوانی
از تو و عشق تو گفته است اگرسنگ صبور
خاطرت خواهم و بر روح و تن ِمن جانی
- ۷۱۹
- ۱۶ اسفند ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط