دوخطی نامه نوشتم به تو دستم لرزید

دوخطی نامه نوشتم به تو؛ دستم لرزید...
کرده درماندگی ام را قلمم رسواتر
.
🌻 سخت زانوی من از بار غمت سست شده ست
می شوم بی تو قدم پشت قدم رسواتر

#حسین_دهلوی
دیدگاه ها (۱)

دم آخر که مرا عمر به سر می‌آید؛گر تو آیی به سرم عمر دگر می‌آ...

رویای شمال و نم نم اول صبحیک کلبه و عطر مریم اول صبحمن هیمه ...

بی شانه ی تو سر به کجا می گذاشتمای نارفیق! کوه وبیابان اگر ن...

تمام عمرشبیه فریادی زندگی کردم !که دنبال یک دهان می گردد ......

P=10. فیک :my heart

آن شبـ ؛ـ؛ ۱آن شب٬ باران می آمد ، سرد بود ، قطراتش روی پوست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط