کاملا واقعی

کاملا واقعی


یه شب شام مرغ داشتیم....
دختر فامیلمون یه دفه با صدای بلند گف کی سینه منو میخوره !!؟؟؟

آغا یجوری زدم زیر خنده که پرتم کردن بیررون نامردا ... خب چیکار میکردم خنده م گرفت دیگه دست خودم نبود ... اشک تو چشام جمع شده بود از بس خندیدم ...
دیدگاه ها (۱۲)

انقد حال میده بری مهمونی،دخترشون برات شربت بیاره !!آرم بگی خ...

وای چه کیفی میده 5000 تایی شدن !!!! تبریک بگید دیگه

همشون باحالن ... اون عقبیه دیگه هیچی ...

همه موندن ... !!!!

همخونه اجباری.. پارت 55."ویو جئون جونگ کوک"اولش...واقعاً خند...

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟓𝟏انصافا زود گذشت من فکر...

★彡   Part 53 彡★ دوباره به سر کارم برگشتم و بعد از گشت گذار ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط