سوار تاکسی بودم، دیدم یه دختر خوشگل و سنگین جلو نشسته.

سوار تاکسی بودم، دیدم یه دختر خوشگل و سنگین جلو نشسته.
پیاده شد ، دست کرد تو کیفش ، گفتم مهمون ما باش خانوم خوشگله 😍 😄


دیدم از تو کیفش یه قبض در آورد داد به راننده گفت: " این قبضو بگیر بابایی ، وقت برگشتن برو عکسهای منم از آتلیه بگیر.
یعنی ریـدم به خودم، هـی سرخ و سفید می شدم ، خواستم جمعش کنم، گفتم : " دخـترتون هستن ، ماشالا چقد حالت چشما و فرم صورتشون شبیه شما بود "

راننده گفت : " دیگه گهم بخوری فایده نداره! الآن مهمون کردنو بهت نشون میدم 😑 👹
دیدگاه ها (۱۲)

سایه ای که پدرم بود پارت ۳(من عادت ندارم معمولا ادبی بنویسم ...

سـوار تاکسی بودم ، دیـدم یه دختر خوشگل و سنگین جلو نشسته. پی...

سـوار تاکسی بودم ، دیـدم یه دختر خوشگل و سنگین جلو نشسته. پی...

سـوار تاکسی بودم ، دیـدم یه دختر خوشگل و سنگین جلو نشسته. پی...

سـوار تاکسی بودم ، دیـدم یه دختر خوشگل و سنگین جلو نشسته. پی...

سوار تاکسی بودم، دیدم یه دختر خوشگل و سنگین جلو نشسته... اوم...

سوار تاکسی بودم، دیدم یه دختر خوشگل و سنگین جلو نشسته... اوم...

سوار تاکسی بودم ، دیدم یه دختر خوشگل و سنگین جلو نشسته پیاده...

سوار تاکسی بودم ، دیدم یه دختر خوشگل و سنگین جلو نشسته پیاده...

دوستی تعریف می کرد : سوار تاکسی بودم ، دیدم یه دختر زیبا و س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط