لب دریا توی ساحل به یاد تو نشستم

لب دریا توی ساحل به یاد تو نشستم
روی شن ها روی ماسه اسمتو من مینوشتم
تورو من با خود میدیدم روی اون موج های آبی
کنارت نشسته بودم اما آروم با یه آهی
لب دریا توی ساحل تو نبودی در کنارم
روی شن ها روی ماسه کشیدم یه قلب خسته
قلبی با آه ولی آروم نشسته در انتظارت
تو نیستی اما لب دریا میشینم در انتظارت
دیدگاه ها (۳)

چراحس میکنم هستی کنارم/چرا این رفتنو باور ندارم/چراگم میکنم ...

صفویچرا اینقدر نگاهت بی قراره چرا این خونه آرامش ندارهبگو کی...

من که باورم نمیشه رفتی از تو خاطراتم،من که گفتم که همیشه تا ...

من که می دانم شبی عمرم بپایان میرسد نوبت خاموشی من سهل و آسا...

Do you promise me?

نامه‌ای که هرگز نرسید»آرمین روی لبۀ دیوار نشسته. دفترچه‌اش ر...

رفتید توی پاساژ  و تو لباس زیر میخواستی*اسمات نمینویسم*ولی خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط