بده دستات رو تا فالت بگیرم: عزیزت یک سفر در پیش داره...ای

بده دستات رو تا فالت بگیرم: عزیزت یک سفر در پیش داره...این اسمی که کف دستت نوشتی , میخواد ترکت کنه, تنهات بزاره...اینارو گفت و رفت اون فالگیره ,3بار هم زیر گوشم گفت: میره...بهش خندیدم و گفتم: ولش کن , یه چیزی گفت حالا,بیچاره فقیره... حالا من موندمو اسمی که کم کم, داره از کف دستم پاک میشه...دارم کابوس فالم رو میبینم, داره این غصه وحشتناک میشه... چقدر بی رحمه این دنیای بی تو... چه حالی دارن این چشمهای خیسم...با اشکهام وسعت دلتنگی هامو , دارم رو آستینم مینویسم... اگه گریه بزاره مینویسم: جدایی داغ عاشق سوز میشه , عزیزم نیستی پیشم تا ببینی , شبم با گریه کردن روز میشه...
دیدگاه ها (۲۱)

زمان های قدیم٬ وقتی هنوز راه بشر به زمین باز نشده بود. فضیلت...

برف برف میباره ، قلب من امشب بیقراره... برف برف میباره ، خاط...

در روزگارهای قدیم جزیره ای دور افتاده بود که همه احساسات در ...

گفت : اینقدر قلیون نکش میمیری... گفتم : اگه نکشم هم میمیرم.....

پارت⁸ •sad rose•«ویو جونگکوک» وارد اتاق تهی شدم دیدم گوشیش د...

تا حالا دقت کردین که جین یه مشکل خیلی واضحی برای خوندن داره؟...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط