هزار مرتبه می خوانمت ترانه تویی

هزار مرتبه می خوانمت... ترانه تویی
شکوهِ این غزل، این فصل عاشقانه تویی

مرا گرفته به بر از هزار سو عشقت
قسم به بحر، که دریای بی کرانه تویی

اگرچه بر دل من کوهی از غم و درد است
کسی که می برد این بار را شبانه، تویی!

بیا که جامه ی پرهیز بر تنم نکنم
در آن شبی که انار هزاردانه تویی

بهشتِ کوچکِ ما -این بسیط شادی و نور-
مباد بی تو دمی، ای که روحِ خانه تویی ...
دیدگاه ها (۴)

دلم گرفته دلم عجیب گرفته استو هیچ چیزنه این دقایق خوشبو که ر...

دور دست ترین جان,من با تمام ادمهای اطرافت فرق دارماز همه شان...

ای بهارای بهار ای بهارتو پرنده ات رهابنفشه ات به بارمی وزی پ...

#حرف_دلمــــــــــن خیــــــــــلی تغییرکردمخیــــــــــلی ....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط