پارت ۶
پارت ۶
آبنبات با طمع لبات
رفتیم توی ماشین
ا/ت: آقا دزده اسمت چیه؟
جیمین: من جیمین بچه جون
ا/ت: بچه عمته بی ریخت
جیمین:تو الان چی گفتیی؟
کوک: بسه دیگه مثل تام و جری به جون هم نیوفتین دیگه
ا/ت: چشم
جیمین: چشم غره * لوس نونور
ا/ت: هینننننن تو الان چی گفتی نشونت میدم
بلند شدم تا به جیمین درس حسابی بدم خیلی بهم برخورد رفتم شروع کردم موهاش کشیدن
جیمین: هوی دیوونه ولم کنم موهاممممم
تهیونگ : ول کن پرنسس موهاشو کندی کچل شد ولش کن
اینقدر عصبی بودم هیچی نمیشنیدم تا دوباره خون دماغ شدم
کوک: بیا دیدی دوباره خون دماغ شدی نکن بچه
پاشد اومد دستمال روی دماغم گذاشت همچین میخواسم این دیوونه رو بکشم ایشش
تهیونگ :رسیدیم
ا/ت: بله چه عجب زمان با یک دیوونه زود میگذره
جیمین : یاااااااااا
علامت فاک براش گرفتم و زبون دراوردم که خرسی اومدم گوشم گرفت
ا/ت: آخ آخ آخ گوشم خرسی نکنننن
آبنبات با طمع لبات
رفتیم توی ماشین
ا/ت: آقا دزده اسمت چیه؟
جیمین: من جیمین بچه جون
ا/ت: بچه عمته بی ریخت
جیمین:تو الان چی گفتیی؟
کوک: بسه دیگه مثل تام و جری به جون هم نیوفتین دیگه
ا/ت: چشم
جیمین: چشم غره * لوس نونور
ا/ت: هینننننن تو الان چی گفتی نشونت میدم
بلند شدم تا به جیمین درس حسابی بدم خیلی بهم برخورد رفتم شروع کردم موهاش کشیدن
جیمین: هوی دیوونه ولم کنم موهاممممم
تهیونگ : ول کن پرنسس موهاشو کندی کچل شد ولش کن
اینقدر عصبی بودم هیچی نمیشنیدم تا دوباره خون دماغ شدم
کوک: بیا دیدی دوباره خون دماغ شدی نکن بچه
پاشد اومد دستمال روی دماغم گذاشت همچین میخواسم این دیوونه رو بکشم ایشش
تهیونگ :رسیدیم
ا/ت: بله چه عجب زمان با یک دیوونه زود میگذره
جیمین : یاااااااااا
علامت فاک براش گرفتم و زبون دراوردم که خرسی اومدم گوشم گرفت
ا/ت: آخ آخ آخ گوشم خرسی نکنننن
- ۱۰.۸k
- ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط