روزهـا میگــذرد تشـنه دیـــدارِ تــوام

روزهـا میگــذرد تشـنه دیـــدارِ تــوام

مهرت از دل نَرود چون که گرفتارِ توام

برسر کوی و گذر طعنه به دیوانهِ مزن

تا به اوجِ تـو رِسم جَلــدِ به دیوارِ توام
دیدگاه ها (۲)

تا من تمنا کردمت ، بر دیگــــران عاشق شدیدستم که رو شد نازنی...

‌ اشکال ما آدمها این است که ؛ هـــر کدام به روش خود یکدیگر ر...

اِدامــه ی چشـمهای تُــو .... می شــود دریــــا .... ...

میشود با من کمی در خلوتت خلوتکنی؟یا سَرِ من را به رویِ سینه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط