می‌دود

می‌دود
در تنم این عشق که راکد نشود،
رگ به رگ، من هم از این رخوتِ جاری مستم...

#حسین_منزوی
دیدگاه ها (۱)

دانشکده ادبیات دانشگاه تهران بودو بهار بود و پنجره باز...است...

هر چه با هم‌تر،تنهاتر..........#سهراب_سپهری

بس که بد میگذرد زندگی اهل جهانمردم از عمر چو سالی گذرد عید ک...

If you become the spring so then I'll bloom... تو بهار شوی م...

رگ گردنم گرفته که نگو 😩فعلاً متوکاربامول ۵۰۰ می‌خورم تا عشق ...

عجایب

می گذارمت رو چشمام و این شهر را با (((تووو))) قدم میزنم م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط