شانه خالی نمیکنم زیرا

شانه خالی نمیکنم زیرا باتوهمواره روبروهستم. باش تاصبحه دولتم بدمد. شانه خالی نکن بگوکه من هستم. یابگوازچه رودوستم داری. یانگوترکه خانه خواهی کرد. هم بگوهم نگوکه من عمریست. خسته ازاین بگومگو هستم. من تورابرگزیدم ازبینه همه آنهایی ک عاشقم بودن. همه ی عاشقانه من اویند. من هم ازعاشقانه اویم مهربان حرف داشتم باتو یک جهان حرف داشتم باتو. یک جهان حرف بودمو حالا. عقده ای مانده درگلوهستم دراتاقی که بی توقبره من است. روی تختی که جای خالیه توست. چون تو گرمم نمیکنی کفنم. توکه سردت شود پتوهستم توکه تنهاشوی بجزمن سراغ هیچکس نخواهی رفت. من که تنهاترازتوام.تنها. باتومحتاجه گفتگوهستم. سرم از آستانه ات خالیست جای من روی شانه ات خالیست تاابد نیستی وبااین حال. تاابد باتوروبروهستم
دیدگاه ها (۱)

توکه نیستی من به عکسهایت مینگرم ...

غیرشیدایی مراداغی ب پیشانی نبود. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط