ندار عشقم و با دل سر قمارم نیست ....

ندار عشقم و با دل سر قمارم نیست ....
که تاب و طاقت آن مستی و خماریم نیست ....

دگر قمار محبت نمی برد دل من ....
که دست بردی از این بخت بد بیارم نیست ...

من اختیار نکردم پس از تو یار دگر ....
به غیر گریه که آن هم به اختیارم نیست ......

به رهگذر تو چشم انتظار خاکم و بس .....
که جز مزار تو چشمی در انتظارم نیست ....

تو میرسی به عزیزان سلام من برسان .....
که من هنوز بدان رهگذر , گذاریم نیست .....

چه عالمی که دلی هست و دلنوازی نه ....
چه زندگی که غمم است و غمگسارم نیست ....

به لاله های چمن چشم بسته می گذرم .....
که تاب دیدن و دلهای داغدارم نیست ....


......... استادم شهریار .....
دیدگاه ها (۹)

ندار عشقم و با دل سر قمارم نیستکه تاب و طاقت آن مستی و خمارم...

ندار عشقم و با دل سر قمارم نیستکه تاب و طاقت آن مستی و خمارم...

ندار عشقم و با دل سر قمارم نیستکه تاب و طاقت آن مستی و خمارم...

ندار عشقم و با دل سر قمارم نیستکه تاب و طاقت آن مستی و خمارم...

ندار عشقم و با دل سر قمارم نیستکه تاب و طاقت آن مستی و خمارم...

.چہ عالمی ڪہ دلی هست و دلنوازے نہ چہ زندگی ڪہ غمم هستو غمگسا...

تاب و طاقت آن مستی و خمارم نیستدگر قمار محبت نمی برد دل منکه...

چه عالمی که دلی هست و دلنوازی نهچه زندگی که غمم هست و غمگسار...

من اختیار نکردم پس از تو یار دگربه غیر گریه که آن هم به اختی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط