خانم ای رخت شوی از جان مایه می گذاشتند برای رکاری می

🌺خانم ھای رخت شوی از جان مایه می گذاشتند. برای ھرکاری می شد
به کمکشان اتکا کرد.

🌺یکی از راننده ھای آمبولانس تصادف کرده بود.
اعزامی از تھران بود. ماشینش به دوسه گوسفند توی جاده خورده بود.
باید جریمھ می داد. جرقه ای به ذھنم آمد که با خانم ھای رخت شوی
برایش کمک جمع کنیم. بھشان گفتم:«ھمچین قضیه ای شده. می تونید کمک کنید؟»

🌺خانم ھای اسلامی، زارع، دریکوند، ھارونی، ننه ابراھیم، ننه عیدی و این ھا بودند. کمتر از یک ھفته ھمه پول گذاشتند روی ھم و
جریمه آن بنده خدا را دادند.

#بریده_کتاب
#حوض_خون
دیدگاه ها (۰)

🦋مردی در تبعید ابدی روایت زندگى بزرگمردى است که چون دیگر ستا...

🦋_تا پیمان برادری نبسته ایم، لازم نیست مرا « برادر » بنامی. ...

🌺خیلی دوست داشتم شھید بشوم، اما نشدم. صدّام تانک و توپ و موش...

🌺چند روز خیلی بھش اصرار کردم:«دا، من رو با خودت ببر.» گفت:«...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط