چه شده؟ ای دل دیوانه هوایش کردی؟

چه شده؟ ای دل دیوانه هوایش کردی؟
با دو چشمان پر از اشک صدایش کردی؟

مدتی بودکه غافل شده بودم ازعشق
تو مرا باز گرفتار بلایش کردی؟

گفته بودم که دلش معدن بی معرفتی ست
تو نشستی و دلت خوش به وفایش کردی؟

بستم آغوش به رویش که از اینجا برود
سینه ام را تو چرا باز سرایش کردی؟

او به احساس تو می زد لگد واما تو
سرمه چشم من از تربت پایش کردی؟

سعی کردم که فراموش کنم خاطره اش
بین هر خاطره ام باز رهایش کردی

به تو می گفتم از اول که خدا افسانه ست
ساده دل! باز شکایت به خدایش کردی؟

بارها تجربه کردی که دعا بی اثر است
باز هم بر سر سجاده دعایش کردی؟
دیدگاه ها (۲)

تو را در بهت چشمانم چه زیبا دیدمت امروز ....دلم بی تاب چشمت ...

ای شوق تو بر شیشهٔ طاقت زده سنگموی آمدنت عقده گشای دل تنگمچو...

آمدم شعر برای تو بخوانم، که نشدلحظه ای چند کنار تو بمانم، که...

با قلم موی خیالت یادگاری میکشمیک قفس بی پنجره با یک قناری می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط