آیدا !

آیدا !
بگذار بی مقدمه این راز را با تو در میان بگذارم که من در عشق بیش از هر چیزِ دیگر؛ بیش از لذت‌ها ، آتش و شور و حرارت آن را می‌خواهم !
بیش از هر چیز ، شوق و شورش را می‌پسندم !
و بیش از هر چیز ، بی تابی‌ها و بی قراری‌هایش را طالبم ...
سکوت تو ، شعر را در روح من می‌خشکاند ! شعر ، زندگی من است. حرف‌های تو مایه های اصلی این زندگی است و مایه های اصلی این زندگی ؛ می‌باید باشد. مثل خون در رگ‌های من !

• احمد شاملو
دیدگاه ها (۳)

رنجِ دانستن دمار از جان انسان می‌کشدخوش به‌حال بی‌خیالان،جاه...

مگه نه دخترا

تو چشمانش نگاه کردی همان مردی که دل به تو سپرد و تو خنجر زدی...

می‌دونی؟ همیشه فکر می‌کردم اگه آدم‌های این شهر چشم‌شون شور ن...

با تو، پروانه می‌شوم؛ نه از آن‌ها ڪه به شوقِ نور،بی‌پروا می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط