چنگی به دل نمی زند این ساز بی رمق

چنگی به دل نمی زند این ساز بی رمق

آهنگ رفتنت به دلم چنگ می زند

قلبم نفس نفس زد و یکباره ایستاد

این نبض بی رمق چه بد آهنگ می زند

ساعت برای دلخوشی ام مکث کرده است

اما به گوش خسته ام آونگ می زند

چشمم پر از ترانه باران بی کسی است

این غصه بر بلور دلم سنگ می زند

بغضم شکسته،یکسره فریاد می شوم

دیدی که بی تو پای دلم لنگ می زند؟
دیدگاه ها (۳)

𝖕𝖆𝖗𝖙11فردا شب، ساعت نه.لیسا جلوی در دفتر ایستاد. نفس عمیقی ک...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⓪_بخش دوم_یک چوب خشک از روی زمی...

بعضی وقت‌ها زندگی با یک غافلگیریِ غیرمنتظره، طوری غافلگیرت م...

پاییز اومد.. مرتضی پاشایی.عکس ملکه خوب ها

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❸'به همین داغ بسوزی که مرا سوخته‌ای'#صائب_تبریزی✮...

🖤 قراردادی که واقعی شدپارت ۱۲ | آن شب چه شد؟هانا چند ثانیه ف...

# فصل اول: اعتراف در تاریکینمای بیرونی ویلای پدر سینا، زیر ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط