"دوستت دارم" را

"دوستت دارم" را
در دستانم می‌چرخانم
از این دست به آن دست.
پس چرا
هر وقت می‌خواهم
به دستت بدهم نیستی؟

چرا اینجا نیستی
تا "دوستت دارم" را
از جنس خاک کنم،
از جنس تنم،
و با بوسه بپوشانمش بر تنت؟
بگذار "دوستت دارم" را
از جنس نگاه کنم
از جنس چشمانم
و تا صبح به نفس‌های تو بدوزم.


"عباس معروفی"


دیدگاه ها (۱)

عاقبت عاشق شدم،تقصیردریا بود و تو موجهای قلب من تعبیر دریا ب...

جفا از سر گرفتی یاد می‌دارنکردی آن چه گفتی یاد می‌دارنگفتی ت...

برای پروانه شدن پیله ی دستان تو کافیست…من را محکم تر در آغوش...

عاشقانه های شبنم

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

تقدیم به محبوب ابدی قلبم جانانم: دوستت دارم ...تورادوست دار...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

تو را دوست دارم؛ حتی آن وقت که سگ سیاه افسردگی می‌آید و کنار...

نشان سوخته.

پروانه جان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط